دارم کد مینویسم. گاهی که برنامه ام خطا میده، کلافه میشم و چشم هام رو میبندم. چند لحظه سکوت میکنم و به ذهنم آرامش میدم. بعد دوباره امتحان میکنم. برنامه نوشته شده را با دقت بررسی میکنم. این بار موفق میشم خطای برنامه رو پیدا کنم و اون رو رفع می کنم. حالا دوباره برنامه رو اجرا میکنم و این بار خروجی درست رو ازش میگیرم. لبخند میزنم و از پشت میزیم بلند میشم. برای خودم چای میریزم. کنار پنجره می ایستم و با آرامش خاطر به گلهای درون باغچه حیاط نگاه میکنم. محل کارم طبقه چهارمه. از اینجا بیرون خیلی قشنگ دیده میشه.محوطه فضای سبز اینجا واقعا زیباست. یک تکه از بهشت...؟!!
چرا که نه! بهشت ما همینجاست! جایی که قدر لحظه لحظه زندگی رو میدونیم و ازش استفاده میکنیم. جایی که با اولین شکست دلسرد و ناامید نمیشیم و دوباره تلاش میکنیم. جایی که به هم کمک میکنیم. جایی که قلبهامون برای هم می تپه...
به نظرم تمام فعالیت های زندگی ما هم مثل همین برنامه هایی هست که تو کامپیوتر مینویسیم!! (البته از دید من که یک مهندس کامپیوتر هستم!!) گاهی بی دقتی میکنیم و خطایی مرتکب میشیم. گاهی هم تجربه کافی نداریم و یک خطا انجام میدیم. بعد اگر شانس بیاریم و ناامیدی نیاد سراغمون، میتونیم رفتار خودمون رو به دقت و بدون غرض ورزی و با وجدان بیدار تجزیه و تحلیل کنیم و خطاها رو کشف کنیم و سعی کنیم تا اونها رو برطرف کنیم.
نظر شما چیه؟

